td { font-family: Tahoma; font-size: 8pt; color: #000000; line-height: 200% } .frame { border: 1px solid #ECECEC; font-size:8pt; font-family:Tahoma } a{text-decoration:none; font-family: Tahoma; font-size: SCROLLBAR-FACE-COLOR: #DBDBDB; SCROLLBAR-HIGHLIGHT-COLOR: #DBDBDB; SCROLLBAR-SHADOW-COLOR: #DBDBDB; SCROLLBAR-3DLIGHT-COLOR: #FFFFFF; SCROLLBAR-ARROW-COLOR: #FFFFFF; SCROLLBAR-TRACFFFF; SCROLLBAR-DARKSHADOW-COLOR: #FFFFFF; font-size:8pt; font-family:Tahoma; margin-left:0cm; margin-right:0cm; margin-top:0in; margin-bottom:0px } A:link { FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #0000FF; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-DECORATION: none } A:visited { FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #0000FF; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-DECORATION: none } A:active { FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #808000; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-DECORATION: none } A:hover { FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #808000; BORDER-BOTTOM: 0px dotted #000000; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-DECORATION: none } body { font-family: Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif; font-size: 80%; font-weight: bold; background: #FFF; } h1 { font-family:Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif; font-size:16px; font-weight:bold; margin:0; padding:0; } hr { border:none; border-top:1px solid #CCCCCC; height:1px; margin-bottom:25px; } ul { list-style: none; margin: 0; padding: 0; } border: none; } #menu { width: 171px; } #menu li a { height: 20px; voice-family: "\"}\""; voice-family: inherit; text-decoration: none; } #menu li a:link, #menu li a:visited { display: block; background: url('http://www.noap.ir/blogskin/web-tools/news/menu.gif'); padding-left:10px; padding-right:0; padding-top:1px; padding-bottom:0 } #menu li a:hover { background: url('http://www.noap.ir/blogskin/web-tools/news/menu.gif') 0 -20px; padding-left:10px; padding-right:0; padding-top:1px; padding-bottom:0 }

| پست الکترونیک |

t: 2"> تکاب


...« ما می گوییم تا شرک و کفر هست مبارزه هست، و تا مبارزه هست ما هستیم» امام خمینی رضوان الله علیه

 
چهارشنبه بیستم بهمن ۱۳۸۹

تکاب آنلاین و دو نگاه به آنتکاب آنلاین: آنچه که از نظرتان خواهد گذشت حاصل دو مکاتبه است که با تکاب آنلاین صورت گرفته است  پرده اول را می توان جوابیه میرزا اصغر پتکچی قلمداد کرد که در صدد بر آمده است که پاسخی داده باشد بر مطلب اکوسیستم که از او ذکر خیری شده بود زنبور داری که سودای نمایندگی مجلس به سرش زد اما باوجود یکبار حضور در نماز جمعه و راهپیمایی و تهیه عکس و فیلم از حضور پر صلابتش  موفق به اخذ صلاحیت برای  نجات شهر!نشدو پرده دوم توصیه ای است که دبیر محترم بازنشسته آموزش و پرورش آقای محمد حسین قادری به تکاب آنلاین کرده است و ما نیز کوشش مان بر این است که این چنین باشد و در وصف شخصیت او همین بس که معلم مانده استو قاضی شما (مخاطبان) باشید که ما به قضاوت شما ایمان داریم   پرده اول: نامه ای به تکاب آنلاین کاری از میرزا اصغ):آها ي وزغي كه فرزند دو وزغ هستي هرچه ميخواهي نغ نغ كن چون نصف تو در لجن است ونصف تو در خشكي ،از تكنو ژ ي غربي استفاده مي كني خودت را روشنفكر نما قلمداد مي كني ، به همگان تعدي مي نمايي وهماورد مي طلبي و چون بز بچه ترسو در لانه ات خزيده اي وحتي كامنت مخاطبان را نشان نمي دهي و خودت را معرفي نمي كني ،نه تعهد رسانه اي سرت مي شود نه مدافع آزادي بيان وانديشه وابراز وجود ديگران هستي ، انديشه را با انديشه پاسخ ميدهند نه همچون زنان چادر به سر كه پشت پستو ها به همگان مي تازند. من كسي هستم كه به تحقير از من اسم برده يد و ادعايتان مبناي عقلانيت وحقيقت ندارد لذا حق خود ميدانم كه از طيق محاكمات قضايي موضوع را پيگيري وعليه تان اعلام جرم نمايم.اقاي هاپ هاپو ي چيز فهم ،برو يك ذره دانش سياسي بخوان تا فهمت از اصطلا حات سياسي بالا رود و از كلمات به نحو بهتري استفاده كني ، كدام مكتب قرن نوزدهمي جمع گرايي و فردگرايي وساير اصطلا حات قلنبه وسلنبه را مثل تو تعريف كرده كه توي همه چيز فهم مردم را به نفهمي مي زني ، بلا خره نگفتي از نظر مستطاب عاليه ،چه كساني شايستگي ابراز وجود دارند واساساٌ معيار آن يار پرده نشين پرده در چيست ؟سوپر انقلابي بعداٌ انقلابي شده و جوجه فوكلي تماميت خواه آن زماني كه فرزندان اين مردم در ميدان جهاد با اجانب تكه پاره مي شدند تو اصلا نطفه ات بسته شده بود چينه دانت را بيرون بريز تا بدانيم چند مرده حلا جي ؟اين فضا را نظام برهمگان فراهم ساخته تا هركسي فراخور توانش به اين مردم خدمت كند . واگر در خود تواني ديد براي خدمتگزاري، خودش را معرفي نمايد تو چكاره نظام ومردم هستي هيچ كسي را قبول نداري ، وهمه را تحقيرمي كني مهدي اخلا قي از اين منظر كه در جوار پدري رشد يافته كه حرمت انسانها را نگه ميدارد از تو بهتر است از اين جهت كه قد وقواره خود را مي شناسد وفراخور شعور وفهمش دنيا را مي بيند واظهار نظر مي كند ولي توي الف بچه تازه به دوران رسيده نه به مسائل ديروز تكاب اشراف داري ونه تكاب امروز را مي شناسي ودر بيان انديشه ونظر برخلا ف تعهد رسانه اي ، خارج از قاعده بازي مي كني وگستاخانه وبي ادبانه به همه ميتازي ،تو از اين آدمها كه اسم بردي چه براي پست هاي انتصابي ويا انتخابي چه شنا ختي داري ، اينقدر هالو هستي آن مزور نهرواني و رياكار تمام عيار شهرمان را چهره موجه ميداني وغافل از اين كه از قبل تزوير او چه آينده شومي درانتظار نسل جوان است.ولي آدمهاي گمنا مي كه تمام عمرشان مديريتي تجربه نكرده و همسايه ديوار به ديوار فقر اين مردم بوده اند وبا تكاب وتكابي درد مشترك تا ريخي داشته ودر فرايند اين سالها فقط خون دل خورده اند باتمام گستا خي دهن كجي مي كني و هيچ دليل عقلا ني براي گفته ات نداري . پرده دوم: در گوشی با تکاب آنلاین کاری از محمد حسین قادری: سلام ،خسته نباشید؛ به وجودتان می نازم ، چند توصیه ی دوستانه دارم:1- فریاد قلم همیشگی و پایدار است اگر خود نویسنده هم ساکت شود فریاد قلمش تاابدیّت در گوشها خواهد پیچید، پس سعی کنید آنچنان بنویسید که فردایی دیگر از فریاد قلمتان سرگیجه نگیرید وسر در گریبان شرم وحیا پنهان نکنید، در میان اعمال ، نوشته هاست که نه می شود بهایشان را جبران کرد ونه می شود خطایشان را از صفحه ی اذهان پاک نمود.( پناه برخدااز خبط وخطای قلم)2-انسان ها (!) برحسب ذات پاکشان وقتی به مقامی منسوب می شوند هدفی جز خیر ورضای خداندارند،گاه چنان در ورطه ی عمل غرق مسائل بغرنج می شوند که تشخیص این که کدام راه به صواب است وکدام به خطا مشکل است وجامعه چنان آموخته که خطاها را واضح تر می بینددر میان اعمال صواب،عدالت حکم می کند که نویسنده برحسب تعهّد و وجدان نقد کند.(نقدمنصفانه)3- که اگر چنین نباشد هیج بنی مخلوقی از ترس ریختن آبرو وبی حیثیّت شدن جرأت انجام کاری را پیدانمی کند و نخبگان گوشه ی عزلت می گیرند و بیعاری پیشه می کنند، می مانیم من وشما وسر بی کلاه! و آنگاه باید رفتگرهایمان نیز از شاهیندژ و میاندوآب و ارومیه بیایند و...4- ما که بیرون از گود نشسته و به داخل گودی ها فوت وفن فتیله پیچش کن و لنگش بزن یاد می دهیم ، حتّی یک بارهم شده لخت شویم وداخل گود هنرهایمان را به رخ حریفان بکشیم ؟ همانانی که سوخته و از دور خارج شده و بازی را باخته ذکر کرده اید ،مگر همان هایی نیستند که به زور لختشان کردیم و به گودشان فرستادیم؟5- آیاگناه من وتو نیست که پس ازفرستادنشان به گود سیاست ،کار را تمام شده انگاشتیم ومنتظر لغزیدنشان نشستیم؟ وگاهگداری نیز پوست خربزه زیر پایشان گذاشتیم؟6- هر اثر ونوشته ای  زمانی مقبول می افتد که از دل برآمده باشد و الحق نوشته هایتان چنین است ونشان از آتش درونتان دارد (امّا)، و این بنده را یاد زمانی انداخت که در همین شهر تکاب ورق های آهن و تیرهای آهن را می دزدیدند و در جواب اعتراضات و شکایتها می گفتند ؛ آهن و ورق ها را در بین راه باد برده است ...!7-بهره ی آخر این که از تشتّت و اختلاف بپرهیزید ، یک جهت و یکرنگ نباشید ولی در جهات گوناگون و رنگ هایی مختلف جامعه ای بسازید که هر بیننده را محو جمال وزیباییش کند، می شود همین به زعم شما مردان کوچک را در کنار بزرگ مردان متّحد کرد وشهری ساخت که فرماندارش ،امثال دولتی باشد ومعاونش امثال فرجی و بخشدارش امثال قادری و شورایش ،امثال ... و شهروند محترمش اخلاقی و من وشما و...وآنگاه نه تنها شهر از آفت بی توجّهی نجات پیدا می کند بلکه بهشتی می شود که آرمان همه است ...والسّلام


یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۱ | ="text/javascript">GetBC(39);

آسمانی بمان (قسمت اول)

تکاب آنلاین: تا دلت پر نباشد از درد و سرت باد نکند از واژه ها  نمی توانی بنویسی

اگر نگاهی به جوامع مترقی امروزی در اطرافمان کنیم  در فلسفه و چرایی رشد و توسعه ی آنها و همچنین در شاخصه بارز مردمان آن، متوجه سطح بالای فرهنگ مردمان آن سرزمین ها میشویم و البته این امر در خصوص تاریخ پر افتخار اسلام و ایران عزیز نیز قابل رویت است بدین معنی که در طول تاریخ ، اسلام و ایران اسلامی ما نیز آنگاه توانسته پله های رشد و توسعه را یکی پس از دیگری بردارد که در آن فرهنگ  و مولفه های فرهنگی در سطح بالایی بوده و اندیشه و افکار مردمان به سوی افقی آرمانی و فردایی روشن سیر می نموده  و در واقع رشد فرهنگی جوامع بستر تعالی در دیگر ابعاد زندگی آنها بوده و هست .

واما مقوله فرهنگ خود زلال چشمه های فیاض تفکراندیشمند انی است که در هر دوره ای بارسنگین  مسولیت حرکت , جامعه را بر دوش داشته اند . با نگاهی به سیر تاریخی پیشرفت معنوی و مادی بشر می توان نقش معلمان و استادان بزرگی را که به مثابه ستارگانی در آسمان ظلمانی و تار شبهای جهل انسانیت بوده اند را بیشتر در یافت به زبان ساده تعالی و رفاه مادی و معنوی بشر امروز مرهون معلمان و بزرگانیست که دغدغه ای به جز پاک کردن زنگار جهل و نادانی از آیینه ی جسم و روان آدمی نداشته اند وتمام داشته های خود را در این راه مصروف داشته اند و راهی به جز راه مقدس انبیا نپیموده اند و البته مفهوم مخالف آن نیز صادق است  بدین معنی که هر گاه ملت ها در بین خود راهنمایان و صالحین نداشته اند که راه از چاه بنمایند و سنگ سنگین همنوعان را به سینه زنند ملتها در فقر و فلاکت بوده اند . و بی اغراق آنها پیامبران نور و آگاهی زمان و مکان خود بوده اند . امروز نیز اگر قدمی از قدم برداشته میشود و سنگی روی سنگی نهاده میشود بی شک معلول وجود وحضور این بزرگان است . و کم نیستند معلمانی در اطرافمان که همه ی زندگی خود را وقف پرورش شاگردان و صرف آموزش جامعه نموده اند و کمتر کسی را میتوان پیدا کرد که در جمع قهرمانان زندگیش نام معلمان و دبیرانش نباشد .

 واما اگر امروز غره و فریفته ی حرکت لاک پشتی خود باشیم و در خواب غفلت برویم بی شک از ملامت و لعن آیندگان در امان نخواهیم بود حقیقت این است که از عمده ی مشکلات و بیماری های عدیده جامعه جوان  امروز ما ، فرهنگی است ، و به جرات میتوان مشکل فرهنگ را مادر بسیاری از مشکلات و گرفتاری های شهروندان ما بر شمرد فرهنگ دور افتاده از تعالیم پاک اسلام و تشیع عزیز آبستن شکست ها و غفلتها ی جبران ناپذیراست .و این مرض را نیز درمانی و درمانگری است .

شما معلمان و دبیران که وظیفه خطیر پرورش و آموزش نسل ها را بر عهده دارید درصف اول جبهه ای قرار گرفته اید که به نبرد سنگین  فرهنگ توحش ،ثروت ،،قدرت وشهوت غرب که به هر صورت ممکن در نهان وآشکار بر پیکر تنومند تمدن اسلامی  یورش می برد. و چه وظیفه ای خطیر تر و والا تر از این که رسالت انبیا را به تمام و کمال عامل شده اید  وکم نیست در بین شما بزرگوارانی که به جز ردای  نورانی معلمی فریفته ی زرق و برق  دیگری نشده و تا آخرین نفس خود معلم ماندن ،معلم به معنای واقعی آن .

زیباترین تابلو های زندگیمان در نمایشگاه خاطراتمان پر است از سیمای معلمانمان ، آنگاه که ابرو در هم میکشیدند و نهیب میزدند بر کم کاری در انجام تکالیفمان ،آنگاه که دستهایشان را  گچ میگرفتند پای تخته سیاه تا که ما واژه ای بخوریم و علم به کف آریم ،و آنگاه که زنگ تفریح ها را حراممان می کردند تا مسئله ها را حل نشده رها نکنیم هر لحظه شان  به ما اندیشیدند ولو با شلنک چهل  سانتی تا خورده زیر کتشان و با ما ،ما شدند  و تا شدند و مثل کچ دستشان سفید روی سفید موی وصد البته معلم . آقایان محمدی ،عین الهی، فتحی ،نجفی،عزتی , ملکی ،حدادی، عبودی ،الطافی ،محبوبی ,سلطانی و... هنوز ابتدای زندگیمان را مدیون شماییم  هنوز نان خم ابروی شماست بر سر سفره یمان واگر امروز فرصتی یافته ایم برای تفریح ریشه در حرمت زنگ تفریح ، نه زنگ اتمام مسئله هاست که شما کاشته اید در دلمان واگر امروز استواریم از لطف شماست که خشت ابتدای شخصیتمان را نهادید راست ،با شمایم معماران عمارت زندگی معلمان عزیز تر از جانم .

واگر امروز راهی یافته ایم راهنمایانی داشته ایم چون شما معلمانمان آقایان صیامی علوم,محمدی حرفه,سلامی ادبیات,برزگرمدیر,ذوالفقاری دینی ,مجیدی ادبیات,طاهری ریاضی,حسینی تاریخ,امیدی هنر,مداحی حرفه,وزنده یاد اقلیمی و... دهها ستاره پرفروغ شبهای تیره ی که با سیاهی ها ی زندگیمان جنگیدند و رو سفید گشتند و دبیران بزرگی جون تحسینی ادبیات,قادری ادبیات,پیرانی بینش ,سعادتی ادبیات,حجازی ریاضی ,رحبی اقتصاد ومدیر ,حکمتی معاون ,نقدی عربی ,محبی ادبیات, احسانی ادبیات,مسعودی ریاضی ,علی پناه ریاضی ,پاک منش عربی,محبوبی زیست و ادبیات, محبی زیست, وباز دهها معلم عزیز که نام تان در دلهایمان حک است و بی نیاز از ذکر در این نامه یادتان بخیر که معدن خیر بودید و مرهم دل .

یاد ونامتان تا ابد در قله رفیع رادمردی و عزت و در دلهای روشن ,پاک سرشتان و ماه سیرتان که پرورده افکار شمایند جاوید خواهد ماند .

نه چون دلمان پر بود نوشتیم ,بل برای همیشه خواهیم گفت خواهیم نوشت نام زیبای تان را با دلی سربلند و سری سربه زیر.

واما روی دیگر سکه...

ادامه دارد...


 

بعدا نوشت : اگر نام زیبایی از قلم افتاد خود با مژگان ادب بنگارید وبشمارید که نه از بی ادبی که از کم سعادتی ماست ویقین ابن قصور را معلم وار بر ما نادیده خواهند گرفت.


چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۰ | ="text/javascript">GetBC(30);

آمده ایم که بمانیم

در حال تفکر به سر می بریم برای آمدن

به همین زودی می آییم:

 با تحلیل مسائل

نقد مسئولین

تفقد خدمتگذاران

و البته  خواهیم نواخت با شلاق قلم معاندین را

به همین زودی...

شما نیز کمک کنید.. که سخت محتاجیم


دوشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۸۹